
رانگ ترن 3 را هم دیدم و اتفاق خاصی نیفتاد. با این همه سر و صدا و آن همه بدبختی که برای دیدنش کشیده بودم یک دهم چیلدرن هم ترسناک نبود. البته در کل جدیدا فیلم ها بیشتر به جای اینکه بخواهند تماشاگر خود را بترسانند می خواهند حال او را با صحنه های دست و پا بریدن و چشم در آوردن به هم بزنند. چیلدرن را هم بیشتر بخاطر هیجان و غیرقابل پیش بینی بودنش بود که دوستش داشتم نه صحنه های خشنش. فیلم درباره نوعی ویروس است که وارد بدن بچه ها می شود و آن ها را تبدیل به موجوداتی خونخوار می کند. جالب ترین صحنه فیلم سکانس پایانی است که در آن مادر و دختری را نشان می دهدکه از دست بچه ها جان سالم به در برده اند و داخل ماشین در حال دور شدن از خانه جهنمی هستند. درست چند ثانیه قبل از تمام شدن فیلم دوربین روی چهره دختر زوم می کند و این حس را القا می کند که ویروس روی او هم اثر گذاشته گذاشته و در حال تبدیل شدن به یکی ازهمان آدم کش ها است و احتمالا مادرش آخرین فردی خواهد بود که قربانی این ویروس می شود. می شود اسمش را گذاشت حس بی اعتمادی دلهره آور نسبت به صمیمی ترین آدم ها.





2 comment:
من اصلا فیلم های علمی تخیلی و خشن دوست ندارم.به خاطر همین نظری ندارم.
بله جناب میم خان!
دقیقا با خود خود شما بودم و حدسم به طرف شما می رفت...
چون شمایی که یوهو میری و با یه وب جدید میای و می گی من کی م؟!!
خوب هستین؟!
خوش گذشته این چند وقت؟!
ارسال یک نظر