هزار ماشالا ، گوش شیطون کر ... هیس س س س!!! نا محرم نشنود ... گویا اوضاع تا حدی رو به راه است. انگار زندگی بالاخره تصمیمش را گرفت که کمی تا قسمتی آلت مبارک را از در اون ما آنطرف تر ببرد. الان دیگر 2، 3 تا کار دارم، اگر اسمش را بشود کار گذاشت، که هلک هلک اموراتم را می گذراند. تصمیم خودم بود که دیگر بی خیال کارهای تخیلی دهن پر کن بشوم. مال این حرف ها نیستم برادر! عمری نمی توانم مال آقا پول داره را بمالم تا آخر ماه 600 تومن، آنهم با منت و هزار تا متلک جور و واجور ... بگذارد کف دستم. حالا مردم هم بگویند ک& خل است، در به در است، دلالی می کند.. خیالی نیست. کار مهندسی و با کلاسش را هم دیدیم! اینجوری حداقل حسنش اینست که زندگی خودم را هم می توانم بکنم. وقتم دست خودم است. تازه هر کی از بچه مایه دار های دور و برم را هم که می بینم همینطوری پولدار شده. بگذریم...
چند وقتی هم هست که دنبال یک مکان دائمی هستم. دیگر بعد از بیست و هفت سال سر و کله زدن با اهالی خانواده فکر کنم کافی باشد! ایناف ایز ایناف! (ایز را غلیظ بخوانید) از این به بعدش را دیگر می خواهم به میل خودم زندگی کنم .. دوست دخترم را هر وقت دلم خواست بیاورم خانه نه اینکه سه ماه تمام چشم انتظار باشم مگر رعد و برقی از آسمان فرود آید و پدر گرامی دچار تحول عظیم عاطفی شود و دست زنش را بگیرد و دو روزی اجازه دهد ما هم زندگی مان را بکنیم. در حالی که ما می خواهیم همیشه بکنیم! بلی؛ مسئله اینست!
خلاصه ... این از اوضاع و احوال من بود، شما چطورید؟ خانواده خوب هستند؟ راستی عیدتان مبارک! (عیدی چه خبر؟!)
چند وقتی هم هست که دنبال یک مکان دائمی هستم. دیگر بعد از بیست و هفت سال سر و کله زدن با اهالی خانواده فکر کنم کافی باشد! ایناف ایز ایناف! (ایز را غلیظ بخوانید) از این به بعدش را دیگر می خواهم به میل خودم زندگی کنم .. دوست دخترم را هر وقت دلم خواست بیاورم خانه نه اینکه سه ماه تمام چشم انتظار باشم مگر رعد و برقی از آسمان فرود آید و پدر گرامی دچار تحول عظیم عاطفی شود و دست زنش را بگیرد و دو روزی اجازه دهد ما هم زندگی مان را بکنیم. در حالی که ما می خواهیم همیشه بکنیم! بلی؛ مسئله اینست!
خلاصه ... این از اوضاع و احوال من بود، شما چطورید؟ خانواده خوب هستند؟ راستی عیدتان مبارک! (عیدی چه خبر؟!)