صفحات

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

روز بیست و سوم می یک چهارشنبه بود


"بیشتر روزهای سال روزهای بی اهمیتی هستند. آغاز می شوند و به پایان می رسند بی آنکه در این فاصله خاطره ای به یاد ماندنی ساخته شود. بیشتر روزها تاثیری در مسیر کلی یک زندگی ندارند .... روز بیست و سوم می یک چهارشنبه بود."

500 Days of Summer

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

In the cold light of the morning

و اینگونه به جذابیت زندگی زمینی، خیلی کم، یعنی دقیفا به اندازه ی  یک  کوو چوو لوو یه ...  کوو چوو لوو یه .. کوو چوو لوو، اضافه شد ...



In cold light of morning while, everyone is yawning,

You're high;

In the cold light of morning the party gets boring, you're high.

As your skin starts to scratch and wave yesterdays action goodbye.



Forget past indiscretions,

And stolen possessions,

You're high;

In the cold light.



In the cold light of morning, while everyone's yawning,

You're high.

In the cold light of morning ,

You're drunk sick from wh**ing and high,

Staring back from the mirrors,

A face that you don't recognise..

It's a loser, a sinner, a c**k in a d**do's disguise,

In the cold light.



Tomorrow,

Tomorrow,

Tomorrow,

As your skin starts to scratch,

And wave yesterdays action goodbye.



Forget past indiscretions,

And stolen possessions,

You're high.

In the cold light of day..



Tomorrow's only a kettle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

Whistle,

whistle,

Away ..



In the cold light of day.

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

پنج دقیقه

من عصبانی ام یعنی تنها به مدت پنج دقیقه ک* زیادی نگو تا وقتی آرام شدم از کارهای کرده پشیمان نشوم. فقط پنج دقیقه. تمرین کن، خیلی سخت نیست.

۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

من دیگه دیوونه نیستم

امروزم با این گذشت و یک حس تخمی تا نیم روز که متعاقبا با صد و هشتاد درجه مود سوینگ در نیم روز تبدیل شد به یک اوقاتی توپ تا دقیقا همین الان که لو بتری جلوی لپ تاپ در حال چرت زدنم. کاش بشود و بگذارند و بگذارم  همیشه همینطور مثبت باشم.  بعد از عمری، احتمالا،  یواش یواش، دارم راه و چاه را یاد می گیرم. مشق اول هم این است :  قربانی نیستیم.

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

Eternal Sunshine of The Spotless Mind


تو روزهایی که نه مجاز به خوردن غذا هستم - فقط باید شیر بخورم - .. نه سیگار می توانم بکشم .. و خوب، احتمالا هم می دانید که لذت بخش ترین موارد تفریحی که بطور روتین تو زندگی من وجود دارند کشیدن سیگار و خوردن غذا و فیلم نگاه کردن هستند ... یک بار دیگر دیدن Eternal Sunshine of the Spotless Mind بهترین کاری بود که می شد به کمکش چند ساعتی عدم وجود دو لذت پیشین را بطور موقت از ذهن پاک کرد. البته حتما باید توجه داشت که :


You can erase someone from your mind. Getting them out of your heart is another story.
 
ساخت سال 1388 شبهای بی ستاره.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده