صفحات

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

Surrogates


امروز با بد بختی دی وی دی معیوب رانگ ترن 3 را به فروشنده پس دادم و یک دی وی دی سالم گرفتم. هزار بار آقای فروشنده را قسم دادم که تورو خدا این یکی دیگر سرکاری نباشد. آمدم خانه با کلی شوق نشستم پای فیلم. یک پنج دقیقه ای بدون دردسر داشت جلو می رفت. با یک صحنه خانوادگی شروع شد و بعد از آن هم سه چهار تا چشم در آوردن و دست و پا بریدن و ایضا خوردن اجزا بریده شده. داشتم کم کم جذب فیلم می شدم که دیدم دوباره دارد بازی درمی آورد. چون عادت به محکم کاری دارم فیلم سروگیتس توی کشو آماده بود وبرای پیشگیری از هر نوع زد حال آنرا سریع جایگزینش کردم. فیلم تقریبا جالبی بود، پر از اکشن و اضطراب با بازی بروس ویلس. تقریبا جز آن دسته فیلم هایی است که دو ساعتی که سرگرم تماشای آن هستی وقت فکر کردن به چیز دیگری را نداری. موضوع فیلم شرح روزگاری در آینده است که انسانها به منظور حفظ زیبایی و سلامت خود موجوداتی مجازی یا همان سروگیت ها را جایگزین خودشان کرده اند و از منزل آنها را کنترل می کنند و کارهای زندگی روزمره را توسط آنها انجام می دهند. البته نمی خواهم کل فیلم را تعریف کنم تا اگر دوست داشتید خودتان بروید و ببینید، ولی در آخر فیلم دریک صحنه، تام (همان بروس ویلیس) به همراه مسئول کنترل پنل تشکیلات سروگیت ها که یک انسان واقعی است می خواهند ارتباط همه آدم های واقعی را با سروگیت ها قطع کنند. در آخرین مرحله از فرایند قطع ارتباط که در مقابل گزینه آیا می خواهید انتقال لغو شود؟ قرار می گیرند، و مسئول کنترل پنل می گوید بله را انتخاب کن، ولی تام بعد از چند لحظه فکر کردن خیر را انتخاب می کند. من احساس می کنم قاعدتا با انتخاب خیر باید سروگیت ها از کار نیفتند ولی بر عکس می شود و همه آنها در یک لحظه و در تمام جهان از کار می افتند. نمی دانم من فیلم را بد دیده ام یا مشکل سوتی فیلمنامه ای است؟
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

0 comment:

ارسال یک نظر

 
ساخت سال 1388 شبهای بی ستاره.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده