آقا من غلط کردم که دوباره هوس دانشجو شدن به سرم زد. چند وقتی که به دانشگاه سر نمی زدم از بس دلم برایش تنگ شده بود هر روز خودم را سرزنش می کردم که چرا به دانشگاه نمی روم و هزار تا برچسب به خودم می چسباندم. ولی امروز که دوباره رفتم دانشگاه باز داغ دلم تازه شد. می گویم: سلام آقای دکتر. آقای دکتر که انگار بعد از چندین سال تکیه زدن بر تاج و تخت استادی هنوز هم با شنیدن کلمه دکتر نمی تواند خوشحالی مفرط خود را پنهان کند با لبخندی به وسعت اقیانوس آرام جواب می دهد: سلام پسرم. شروع می کنم به توضیح دادن مشکلم و اینکه به علت مشکلات آموزشی نتوانستم از اول سال تحصیلی سر کلاس هایش حاضر شوم. این را که می شنود انگار که فحش ناموسی به خواهر و مادرش داده باشم شروع می کند هرچه دری وری برای گفتن دارد را نثارم می کند. آقای محترم مشکلات شخصی شما اصلا به من مربوط نیست! من اصلا تورا به عنوان دانشجو قبول ندارم! من باز می گویم استاد عزیز من را ثبت نام نمی کردند. از کجا بدانم که باید سر کلاس شما بیایم؟؟ استاد اصلا حرف شما قبول. اشتباه از من. اگر با تضمین نمره بالای 18 بیایم چطور؟ یا اینکه برایم کار اضافی کلاسی تعریف کنید. استاد! قضیه شوخی نیست، ممکن است این کار شما باعث اخراج شدن من شود! می گوید: اگر 20 هم بگیری من به تو صفر خواهم داد! جایزه نوبل هم بیاوری قبول نمی کنم! من 6 ساعت تدریس کرده ام اصلا حوصله سر و کله زدن با تو را ندارم. جالب تر اینجاست که در تمام مدت این مکالمه حتی حاضر نبود توی صورت من نگاه کند! مثل شتر سرش را گرفته بود آنور و تقریبا داشت می دوید و من هم ناچار برای اینکه بتوانم با او حرف برنم باید پشت سرش می دویدم. آخر سر هم بدون خدا حافظی و وسط حرف هایم در ماشینش را می بندد، دنده عقب می گیرد و میرود!
البته من در طول مدت تحصیلم در دانشگاه استاد هایی شبیه این آقای دکتر! زیاد دیده ام. من واقعا می خواهم بدانم در کجای دنیا استاد دانشگاه با یک دانشجو اینطور برخورد می کند؟ چرا یک استاد داتشگاه که سال ها تحصیل کرده و قاعدتا از او انتظار می رود در این سالهای طولانی که در محیط های علمی روزگار گذرانده حداقل طرز صحیح آداب معاشرت با دیگران را یاد گرفته باشد، به مانند افراد طبقات پایین جامعه و در نهایت گستاخی به یک انسان، فارغ از اینکه این انسان دانشجوست یا بقال سرکوچه، این گونه توهین می کند. چه کسی به او گفته رسم استاد و شاگردی این است که این طور حق به جانب انواع انگ ها و برچسب ها را به یک دانشجو می چسباند. واقعا فکر می کنید اگر یک نظام آموزشی صحیح در دانشگاه ها داشتیم رفتار فرهیختگان محیط های علمی کشور بدین گونه توام با گستاخی و خود کامگی و توهین می بود؟ والا اگر ندیده ایم، خوانده ایم و شنیده ایم در کشور های دیگر طرز برخورد اساتید و دانشجویان را. یکی از آشنایان که در یکی از دانشگاه های اروپایی تحصیل می کند می گوید در آنجا هدف واقعی از سیستم آموزش در دانشگاه ها کسب علم و پرورش آن است. دانشجوی دوره فوق لیسانس نمی آید مثل کودکان دبستانی از اول تا آخر کلاس از گفته های استادی که مانند یک روبات از روی کتابش می خواند، جزوه تهیه کند و آنها را هم در آخر ترم، حالا به کمک داشتن حافظه قوی و یا همکلاسی های با مرام روی برگه امتحان بیاورد و نمره 20 بگیرد! می گوید آنجا دانشجو و استاد در کلاس بحث می کنند و در خانه تحقیق. و از خلال این بحث ها و تحقیقات است که مطبی انتقال می یابد یا نکته ای کشف می شود. استاد خود را در نقش فرستاده خداوند نمی بیند که اگر دانشجو سوتی اش را گرفت با کمک هزار متلک و با مزه بازی و البته با تحقیر دانشجوی نکته سنج مجبور به حفظ آبروی خودش باشد. در سیستم های آموزشی پیشرفته استاد خود را هم سطح بقیه دانشجویان می داند که با کمک یکدیگر تولید علم می کنند. مطلبی را بازکرده و به نتایجی می رسند. آنقدر به حفظ شان علمی محیط های دانشگاهی اهمیت می دهند که دانشجو را به خاطر چند دقیفه دیر آمدن و یا زود رفتن مواخذه نمی کنند. منطقشان اینست که دانشجویی که در دانشگاه تحصیل می کند آمده که کار علمی بکند! او را با کارگر ساختمانی اشتباه نگرفته اند گمانشان بر این باشد که دانشجو می خواهد در درس خواندن کم بگذارد و از زیرش در برود. خداوکیلی اینطوری آدم تحصیل کند چیزی عایدش می شود یا آنطور که در همه کشور های دیگر رسم است؟ با توهین و تو سری زدن بیشتر علاقه به علم و تحصیل بیشتر میشود یا با احترام و تشویق؟ و دقیقا مشکل در اینجاست که در سیستم آموزشی تهوع آور کشورمان مسئولان نمی فهمند که این دانشجویی که آمده دانشگاه به قصد تحصیل علم آمده، کسی مغزش تاب برنداشته که به جای ورود به بازار کار و پول در آوردن با مدرک لیسانسش بیاید کارشناسی ارشد برای تفریح و سرگرمیش. آمده که تحصیل علم کند.
واقعا دلم به حال خودم و آدم های مثل من می سوزد که باید زیر دست چنین انسانهای بی بهره از ذره ای از فرهنگ و شعور و فهم تحصیل کنیم و دلمان هم خوش باشد که داریم دکتر و مهندس می شویم. خدایا تو را به هرچی که قبولش داری کمک کن من بتوانم از این مملکت فرار کنم. بوی تعفن دیگر دارد خفه ام می کند ...





0 comment:
ارسال یک نظر