صفحات

۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

سفر به ماه

می گویند درنتیجه یک نمومه برداری اتفاقی از یکی از حفره های ماه 25 گالون آب کشف شده است. مثل این می ماند که دنبال نفت باشید و اولین چاهی که بصورت رندوم حفر می کنید به نفت برسد. حالا فکرش را بکنید چقدر حجم منابع آب آنجا می تواند زیاد باشد. نکته جالبتراینکه همه این آب ها درمناطقی از کره ماه بوده اند که میلیارد ها سال است رنگ آفتاب ندیده اند، در بخشی از ماه که همیشه ی همهیشه تاریک می ماند. آب آفتاب ندیده!
در هر صورت وجود آب در ماه یعنی امکان زندگی. این مقدار آب می تواند آب خوردن لازم برای ماه نوردان بعدی را فراهم کند. حتی می توان از آن اکسیژن مورد نیاز برای تنفسشان را نیز بدست آورد.
من واقعا فکر می کنم که این فضا نوردان چقدر آدم های خوشبختی هستند. اگر روزی ناسا بیاید به من بگوید ما به تو اجازه می دهیم که سوار این سفینه شوی و بروی ماه ، ولی هفتاد درصد احتمال دارد در طول این سفر کشته شوی، من یکی که با مغز قبول می کنم. وقتی می دانی قرار است یک روز بمیری، چه جایی پرشکوه تر و دلپذیر تر از سطح کره ماه برای جان دادن؟ مثلا تصور کنید آخرین دقایق عمرتان اینگونه طی شود: روی لیه یکی از حفره های ماه نشسته اید و دستتان را زیر چانه زده اید و در همین حال به منظره حلالی از کره زمین خیره شده اید ( مثل عکس بالا)، آنوقت با آرامش تمام و در حالی که محو این منظره شگفت انگیز هستید منتظر می مانید تا طوفان خورشیدی بیاید و شمل را با خود به عمق نیستی ببرد. اصولا ناراحتی انسان از مردن روی زمین به خاطر اینست که بقیه را می بیند که زنده اند و دارند راست راست راه می روند و زندگی شان را می کنند در حالی که او باید برود و همه آرزوهایش را جا بگذارد برای بقیه، و گرنه مرگ توی کره ماه و در سکوت مطلقش چه ناراحتی دارد؟ تازه فکر می کنید وقتی آنجایید، و دقیقا جایی هستید که بشر هزاران سال و از فاصله ای چندین میلیون کیلومتری با چشمانی پر از سوالات بی جواب محو تماشایش بوده، دیگر آرزوی هم می ماند برای جاگذاشتن؟ ویا دیگر اصلا فرقی می کند که زنده باشی یا نباشی؟

حتی می شود آنجا برای دلپذیر تر شدن مرگت، درآخرین دقایق زندگی برسطح کره ماه به این فکر کنی که درطول تاریخ جهان تو اولین و شاید آخرین انسانی هستی که از روی کره ماه راهی عرش اعلا می شود.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

1 comment:

آذر گفت...

من اینقدر از مرگ میترسم عمرا این پیشنهاد رو قبول کنم.مگه زمین هم منظره هلالی داره؟

ارسال یک نظر

 
ساخت سال 1388 شبهای بی ستاره.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده